عرفانهای نوظهور چگونه توانسته اند این قدر در ایران رخنه کنند؟

عرفانهای نوظهور چگونه توانسته اند این قدر در ایران رخنه کنند؟                    
آن‏چه در این بین قابل توجه است همراهی مخاطبان با محصولات هنری است. بالاترین میزان همراهی و همدلی در فیلم‏های سینمایی اتفاق می‏افتد و سینما از نظر گسترۀ و عمق تأثیرگذاری، ظرفیت فوق‏العاده‏ای دارد. بیننده با وجود این‏که می‏داند نورپردازی، شخصیت‏ها و صحنه‏ها همه ساختگی و به عبارت صریح‏تر بازی و دروغ‏اند، باز قوای احساسی خود را همراه نموده و همدلانه به تماشای فیلم می‏نشیند.

باید گفت که معنویت‏های جدید از چند طریق با مخاطبان خود ارتباط گرفته و پیام خود را منتقل می‏کنند.
1. روش اول، فعالیت در فضای مجازی است. امروزه بسیاری از مکاتب معنویت‏گرا در اینترنت، دارای پایگاه‏های مستقل‏اند. بسیاری از معنویت‏های جدید در قالب سایت و وبلاگ‏ به ترویج تعلیمات خود می‏پردازند و عضوگیری و ثبت‏نام دارند. امروزه بیش از 30 پایگاه الکترونیک به تبلیغ و ترویج یوگا و بیش از این تعداد دربارۀ عرفان حلقه و 80 سایت و وبلاگ به توصیف قانون جذب در فضای سایبر مشغول‏اند.
2. راه دوم انتشار آثار مکتوب از قبیل کتاب، مجله، نشریه و روزنامه است. در میان مکتوبات، بیشترین حجم مربوط به کتاب بوده؛ به گونه‏ای که امروزه بیشترین کانال ارتباطی عرفان‏های نوپدید در کشور ما کتاب است. تعداد قابل توجهی از جریان‏ها در کشور ما دارای تشکیلات و ارگان تبلیغی نیستند؛ اما همگی از منابع مکتوب برخوردارند. کمتر جریانی وجود دارد که بدون کتاب بتواند گسترش پیدا کرده و در میان عموم جا پیدا کند.
دربارۀ قانون جذب که از آن به عرفان مدرن یاد می‏شود تاکنون بیش از 100 عنوان کتاب در کشور چاپ شده است که بیشتر این‏ کتاب‏ها ترجمه‏ای اند. افرادی مانند کریشنا مورتی، دالایی لاما، اکهارت‏توله، شاکتی گواین، پائولو کوئلیو، کارلوس کاستاندا، دیپاک چوپرا و دیگر چهره‏های معنویت‏گرا تمامی کتاب‏هایشان به زبان فارسی ترجمه شده است. در مواردی تعدادی از این کتاب‏ها چند ترجمه دارند. گاهی کتابی قبل از آن‏که به زبان اصلی چاپ شود ترجمۀ آن به زبان فارسی در اختیار خوانندگان قرار می‏گیرد. پاره‏ای از کتاب‏ها نیز که اجازۀ چاپ داده نشده‏اند یا به صورت کپی‏تکثیری (نه چاپ در چاپ‏خانه) و قاچاق در کتاب‏فروشی‏ها یافت می‏شوند و یا به صورت فایل پی.دی.اف در فضای مجازی قابل مطالعه‏اند.
3. ابزار سوم استفاده از نماد و اشکال نمادین است. جریانات معنویت‏گرا به صورت گسترده‏ای از نمادها استفاده می‏کنند. علت این است که نماد، ابزاری قوی و نافذ است و برخورداری از نمادهای گویا و متنوّع، قدرتی بی‌بدیل محسوب می‌شود. به همین جهت، گاهی پاره‏ای از جریان‌ها به سود خود دست به استخدام نمادهای دیگر مکاتب می‏زنند و به نام خود آن را تبلیغ می‏کنند. مثلا جریان شیطان‏پرستی، بسیاری از نمادهایی را که در دیگر آیین‌ها و مسلک‌ها ریشه دارد، امروزه به سود خویش و در خدمت خود به کار گرفته است. بسیاری از نمادهایی که امروزه به نام شیطان‌پرستی مشهور شده، متعلّق به جریان شیطانی نیست و آن‌ها این نمادها را تصاحب کرده‌اند. هدف آن‏ها از این تردستی، اثبات ریشه‌دار بودنِ آیین‌ شیطان‌پرستی و تثبیت آن و اعتماد‌بخشی به یاران شیطان است.
4. طریق بعدی که معمولا کانال مؤثر و کارسازی برای جذب مخاطب است برقراری جلسات و محافل خانگی است. بسیاری از جریان‏ها در گام اول فعالیت خود را این‏گونه آغاز کرده‏اند و توانسته‏اند بعد از آن‏که تعدادی را جذب نمایند آن‏ها را به خوبی آموزش داده و برای عضوگیری بیشتر از این افراد استفاده نمایند. در نتیجه افراد جدید توانسته‏اند بعنوان هواداران و مبلغان آیین جدید مشغول عضوگیری و تبلیغ شوند. بیشترین افرادی که از این طریق جذب شده‏اند بانوان‏اند. علتِ پیشگامی بانوان در این بخش، وجود سه ویژگی؛ برخورداری از گرایش شدید معنوی، فراغت نسبی و اعتماد سریع است که باعث شده بانوان بعد از آن‏که به یک جریان اعتماد کرده‏اند به شکل نیروهای پا به رکاب و فداکار، تمام توان خود را برای گسترش آن جریان به کار گرفته‏اند.
5. کانال آخر، ابزار هنری است که شامل فیلم‏های سینمایی، کارتون، انیمیشن، بازی رایانه‏ای است. این دسته از قالب‏های هنری که محصولات معناگرا نام دارند قادرند هیجان، عاطفه و احساسات هواداران خود را جهت داده و قوای روحی آن‏ها را در مسیر تعلیمات خویش بکارگیرند.
آن‏چه در این بین قابل توجه است همراهی مخاطبان با محصولات هنری است. بالاترین میزان همراهی و همدلی در فیلم‏های سینمایی اتفاق می‏افتد و سینما از نظر گسترۀ و عمق تأثیرگذاری، ظرفیت فوق‏العاده‏ای دارد. بیننده با وجود این‏که می‏داند نورپردازی، شخصیت‏ها و صحنه‏ها همه ساختگی و به عبارت صریح‏تر بازی و دروغ‏اند، باز قوای احساسی خود را همراه نموده و همدلانه به تماشای فیلم می‏نشیند. مخاطب یک فیلم به صورت ارادی تصمیم می‏گیرد که قوه فکر و اندیشۀ خود را موقتا تعطیل کند و به ضمیر خود بقبولاند که آن‏چه می‏بیند همه واقعیت‏اند و هیچ توهم و تخیلی در کار نیست؛ این در حالی است که بیننده ممکن است بسیاری از شخصیت‏های یک فیلم را با گذشتۀ آن‏ها و جزئیات زندگی‏شان دقیقا بشناسد؛ اما تصمیم می‏گیرد که تمام نقش‏هایی را که بازیگران به عهده گرفته‏اند همه را واقعی فرض کند و قوای معنوی و احساسی خود را برای درک این نقش با فیلم همراه کند؛ به گونه‏ای که گاهی هنگام تماشای یک فیلم به خشم می‏آید یا به گریه می‏افتد. از این جهت، نسبتی که انسان‏ها با محصولات هنری بخصوص سینما برقرار می‏کنند نسبت عجیبی است؛ چرا که انسان‏های عاقل تصمیم می‏گیرند به خود دروغ گفته و با هم‏ذات‏پنداری، خود را جزئی از یک اثر هنری فرض کنند. به عبارت دقیق‏تر، اعتباری را که فیلم‏نامه‏نویس و کارگردان به بازیگر داده‏اند مخاطب آن را جدی فرض می‏کند. در این حالت، بیننده در حقیقت به قوۀ عاقلۀ خود خطاب می‏کند که قضاوت نکن! داوری ممنوع!
از این‏رو گفته می‏شود که سینما دیکتاتورِ دنیای مجازی است، یعنی به صورت یک‏طرفه پیام خود را به بیننده القا می‏کند و بیننده هم آن را دریافت کرده و می‏پذیرد و مخاطبین خودخواسته هیپنوتیزم می‏شوند.
امروزه کمتر معنویتی را می‏توان یافت که از این ظرفیت در حد توان استفاده نکند. در این میان آیین‏هایی که با سیاست‏های حاکم بر هالیوود هم‏سو هستند از این امکان بهرۀ بیشتری دارند. از شیطان‏پرستی گرفته تا مکاتب شرق آسیا در هالیوود به عنوان آیین‏های معنوی و روحی تبلیغ و ترویج می‏شوند. مثلا شخص مکتب دالایی لاما و هم مکتب وی (بودیسم)، تاکنون دستاویز دسته‏ای از آثار هنری در سینماهای غرب و هالیوود ـ هم چون مجموعه‏های بودای کوچک، 2012 و آخرین کنترل‏کننده باد، لبه تیغ و ای‏کیوسان و ده‏ها محصول دیگر ـ قرار گرفته‏است. یا در باب آموزه‏های شیطان‏پرستی فیلم‏هایی از قبیل کودک رزماری، دروازۀ نهم، گابریل، جن گیر، طالع نحس (3،2،1) و ارباب حلقه‌ها و هری پاتر تولید شده است، تازه این‏ غیر از فیلم‏هایی است که فرقۀ شیطان‏پرستی خود اقدام به تولید آن کرده است مانند فیلم‌های باران شیطانی(1975) ، دکتر دراکولا (1981) ،‌گفت وگوی شیطان(1995) و مجموعۀ تلویزیونی شیطان در حومۀ شهر(2000) که گاهی افراد شاخصی هم‌چون آنتوان لاوی (بنیان‌گذار فرقۀ سیتنیسم) و پیترگیلمور (مسئول کنونی کلیسای شیطان) در آن‌ها به ایفای نقش پرداخته‌اند.


کلید واژه ها:

نظرات

ارسال نظر

پست الکترونیک شما در بخش نظرات عمومی منتشر نخواهد شد.