پیمان فتاحی(ایلیا) کیست؟

از انتظار برای پیوند با روح خدا تا تجاوز و سواستفاده جنسی

از انتظار برای پیوند با روح خدا تا تجاوز و سواستفاده جنسی                    
وی با سوء استفاده از جهل و نا آگاهی افرادی که جذب محفل وی شدن بودند، مشمئز کننده ترین سوء استفاده‌های جنسی از زنان و دختران را انجام داد.

"پيمان فتاحی" یکی از کلاهبرداران و شیادهایی است که طی سال‌های اخیر با این ادعا که «نماینده خداوند در زمین است»! جمعی از افراد ساده‌لوح و کم‌اطلاع را گرد خود آورده و مریدانی برای خود دست و پا کرده است.

وی که خود را با نام هایی نظیر «ايليا. م»، «محمد مسیح موسوی»، «کورش آریانژاد»، «ایلیاهو هناوی»، «داود عبد الحی» و «رام الله» نیز معرفی می‌کند در کرمانشاه و در خانواده‌ای پر جمعیت به دنیا آمد و  تا دوره راهنمایی و دبیرستان در همان شهر تحصیل نمود. وی به دلیل مشکلات عدیده خانوادگی به ویژه جو روانی پرتلاطم و پرتنش خانواده، ترک تحصیل کرد و گوشه نشین و منزوی شد.    فتاحی وجود نداشتن تحصیلات رسمی و آکادمیک با مطالعات خود و بهره‌گیری از استعداد نسبی‌اش، خلأ شخصیتی خود را به خوبی پر کرد و به تبع آن، نوع دیگری از زندگی را برگزید.

بین سال‌های ۱۳۷۵ تا ۱۳۸۴ در اماکن عمومی و فرهنگی تهران جلسات سخنرانی در قالب معنوی برگزار می‌کرد و محافل خصوصی را نیز در منازل، باغ‌ها و ویلاهای مریدانش در تهران، مهرشهر(کرج) و شمال تشکیل می‌داد. جلسات وی با عنوان آموزش علوم باطنی، هنرهای ماورایی و الاهیسم نوین بود. 

وی با سوء استفاده از جهل و نا آگاهی افرادی که جذب محفل وی شدن بودند، مشمئز کننده ترین سوء استفاده‌های جنسی از زنان و دختران را انجام داد. و متاسفانه طی شکایاتی که بعدها از وی در محاکم قضایی صورت پذیرفت، مشخص گردید که زنان بسیاری زندگی مشترک خود را برای پیوند با «روح خدا»! ویران کردند و سال‌ها در انتظار ازدواج با پیمان فتاحی نشستند تا شاید دستاویزی برای سوء استفاده‌های او شوند.   وی البته با استفاده از آموزه‌های عرفان شرقی و بهره‌برداری از تکنیک‌های مشهور جذب مخاطب در قالب یک حرفه‌ای تمام‌عیار ظاهر می‌شود.

محفل وی که بیشتر به مثابه یک فرقه اداره می‌شود "رام الله" نام دارد. فتاحی در ادامه برگزاری جلسات، تشکیلاتی را در قالب خدمت به خداوند راه‌اندازی کرد و مریدان را به اخذ مجوز تأسیس انتشارات، مؤسسات،انجمن‌ها و نشریات مجاب کرد.   در قالب آن مؤسسات و شرکت هایی که ثبت شده بود، شروع به تعامل و ارتباط گیری با سازمان‌ها و نهادها کرد تا بتواند برای خود، اعتبار و امتیاز کسب کند و در واقع به دنبال مهر تأیید بود. آنها به تدریج، نامه‌نگاری و ملاقات‌های حضوری با مسئولان رده‌های مختلف را شروع کردند تا فرقه قدرت بیشتری به دست آورد زیرا هر فرقه‌ای برای بقای خود به قدرت نیاز دارد.

در هفتم خرداد ماه سال ۱۳۸۶، مجموعه موسسات و نهادهای غیر دولتی که بطور مستقیم یا غیرمستقیم تحت راهبرد وی بودند، برای حمایت از او شکل یکپارچه به خود گرفته و با نام جمعیت ال‌یاسین (آل یاسین) اعلام موجودیت کردند.

 

 در مدارك و مستنداتي كه از محل سكونت سركرده فرقه بدست آمده و در اختيار برخي از محققين قرارداده شده است مشخص شده كه تمام اين القاب و عناوين دهان پر كن و بزرگنمايي‌ها از شخصيت وي، ساخته و پرداخته ذهن بيمار پيمان فتاحي مي‌باشد. رام الله هميشه با لباسهاي مشكي در ميان مردم ظاهر مي‌شد و با لحن خاصي صحبت مي‌كرد (از سوي همدستانش ادعا مي‌شد آنهايي كه روح يافته هستند تن صدايشان بم است و همه روزه اين فضاسازي‌ها از زواياي مختلف ادامه داشت) و ظاهرش را به گونه‌اي خاص آراسته مي‌كرد.  اما اگر با ديدي روانشناسانه به اين مسئله نگاه كنيم چه دليلي دارد كه پيمان اينقدر شخصيت سازي كرده و خودش را بزرگ جلوه دهد؟ جواب اين مسئله با بررسي دوران كودكي و شرايط خانوادگي و محيط زندگي او مشخص مي‌گردد. عموما سركردگان فرق در دوران كودكيشان مورد كودك آزاري قرار گرفته و در نتيجه اين آزار و اذيتها دچار عقده و سرخوردگي شده‌اند و يا اينكه وضعيت خانوادگي مناسبي نداشته‌اند و در محيط مناسبي تربيت و پرورش نيافته‌اند پيمان در توصيف دوران كودكي اش مي‌گويد "من بچه دوازدهم از 15 فرزند خانواده بودم هميشه برادر بزرگترم مرا تنبيه ميكرد برادرم آنقدر مرا كتك مي‌زد تا گريه كنم وقتي گريه مي‌كردم مرا وادار مي‌كرد بخندم اگر نمي‌خنديدم مرا بيشتر كتك مي‌زد."


نظرات

ارسال نظر

پست الکترونیک شما در بخش نظرات عمومی منتشر نخواهد شد.